اخبار > گــزارش روز تالاسـمی




 

 

 

 

گـزارش


با گل افروز بعد از یک بازدید اداری در نیک شهر آشنا شدم، دختری که به نسبت سن و جثه کوچکش، روحی بلند داشت، به صحبت هایش که گوش کردم متوجه شدم او با خلاقیتی خاص به مسائل می اندیشد و آن را مطرح می کند.
شماره تلفنش را گرفتم. برای اولین بار در مراسم روز پرستار با من تماس گرفت و گفت: می خواهم به زاهدان بیایم، پرسیدم چرا؟ گفت اگر مراسمی برای تشکر از پرستاران برگزار می کنید به زاهدان می آیم و از یک پرستار تشکر می کنم، او مانند یک مادر همه ما را دوست دارد و برای ما زحمت می کشد. به نظر ایده خوبی بود. دو روز بعد مراسم گرامیداشت روز پرستار بود با مدیر دفتر پرستاری دانشگاه که صحبت کردم با اشتیاق موافقت کرد تا گل افروز به نمایندگی از بیماران تالاسمی جنوب استان در مراسم حضور یابد.
دو روز بعد...
سالن اجتماعات دانشکده دندانپزشکی زاهدان، گل آذین شده و با پروژکتورهای رنگی، حال و هوای جشن و شادی گرفته و موسیقی ملایم و گوش نوازی هم در حال پخش بود.
کم کم سالن مملو از جمعیت شد. پرستاران بخش های مختلف درمانی بیمارستان های زیر مجموعه، روسای تعدادی از بیمارستان ها، دانشکده های پرستاری و مامایی، و میهمان ویژه معاون پرستاری وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، در سالن حضور داشتند. حاضران همه از درد و دل ها و خواسته ها و سختی شرایط کار و اشتراکات حسی برخوردار بوده و می دانستند که تیمار داری یعنی هر لحظه با بیمار رنج کشیدن.
مراسم با تلاوت آیاتی از کلام خداوند که می گفت : "هر کس جان انسانی را نجات بخشد گویی جان تمام انسان های روی زمین را نجات داده است." آغاز شد. از سخنرانی ها و درد و دل ها که بگذریم نوبت به قدردانی از پرستاران نمونه رسید. شور و هیجان خاصی در سالن بر پا بود. نام هر پرستاری که خوانده می شد صدای تشویق های پیاپی و شعف و خوشحالی دو چندانی فضا را پر می کرد تا اینکه نوبت به خانم عیالوار که رسید دو کودک از سوی دیگر سالن بلند شدند و تند و تند خود را به جایگاه رساندند، گل افروز بود که به همراه دوستش به مراسم آمده بود دسته گلی را در دست داشت و گفت: می توانم بیایم روی صحنه و دسته گل را تقدیم کنم که با تایید مجری مراسم، او پله ها را دو تا یکی طی کرد و خود را به یار تنهایی و دردهایش رسانید. میکروفن را گرفت و گفت : من امروز هشتصد کیلومتر راه را آمدم تا بگویم من به بیماریی مبتلا هستم که حتی بردن نام آن وجودم را می لرزاند، من هر هفته چند نوبت مجبور به بستری شدن در بیمارستان هستم، چون مبتلا به تالاسمی ماژورم.

 

 

مادر، عزیزترین خلقت خداوند است اما همدم اشک های پیاپی و دردهایم همراه و یاوری از جنس عشق و محبت است که خداوند او را با روپوش سفید برایم فرستاد تا یار لحظه رنج هایم باشد.
چشم های همه باران زده بود، گل افروز رو به دوربین صدا و سیما کرد و گفت: من امروز آمدم تا به همه خانواده ها بگویم اگر من گل افروز بلوچزهی، گرفتار یک بیماری ارثی نبودم مانند خیلی از کودکان هم سن و سالم زندگی می کردم و زندگی ام محدود به خانه و بیمارستان نبود، پدر و مادرم را مقصر نمی دانم، آنها نمی دانستند، اما امروز من می دانم که انسان ها نه فقط برای سلامتی خودشان بلکه در مقابل سلامت فرزندانی که از آنها متولد می شود نیز مسئولند، چرا که بسیاری از بیماری ها فقط با یک آزمایش قابل تشخیصند و شاید اگر من به این بیماری مبتلا نبودم اکنون شرایط متفاوتی را می گذراندم.
او گفت: پرستار بخش، برایمان توضیح داده که در استان ما تعداد افرادی که به خاطر ناآگاهی والدین از عوارض تالاسمی، به دنیا می آیند کم نیست و در تمام شهرهای استان آزمایشگاه هایی درست شده تا اگر دختر و پسر جوانی خواستند ازدواج کنند به این آزمایشگاه ها(PND) بروند و مطمئن شوند که فرزندی که از آنها متولد می شود مبتلا به بیماری تالاسمی نخواهد بود.
با بغض فروخورده ادامه داد: اما من اینجا از همه خوااااهش می کنم، التماس می کنم من را ببینید، به عنوان یک دختر و به نمایندگی از همه بیماران بخش تالاسمی از همه خانواده ها و کسانی که می خواهند صاحب فرزند شوند خواهش می کنم آزمایش ها را فراموش نکنند.او دسته گل را تقدیم خانم عیالوار کرد و گفت: من دو ماه هم در زاهدان به دلیل مشکلات قلبی بستری بودم و ایشان همانند مادری دلسوز مرا تیمار کردند که هیچ گاه محبت های او را فراموش نمی کنم.
او میکروفن را به مجری داد و از جایگاه پایین آمد، همه او را به صورت ممتد تشویق کردند، معاون پرستاری وزارت بهداشت به دنبال گل افروز از جایگاه پایین رفت و به او گفت: حرف های تو بسیار مهم بود و نیاز است تا از زبان خودت، جمع بزرگتری از جامعه آن را بشنوند و از او دعوت کرد تا در مراسم روز پرستار در وزارت بهداشت هم حضور یابد.
گل افروز گفت: تا هر کجا که لازم باشد و بدانم به عنوان یک بیمار می توانم نمادی برای آگاهسازی خانواده ها باشم می آیم و حرف دل تمام بچه های تالاسمی را می گویم.
آن مراسم تمام شد، گل افروز به تهران رفت و داستان زندگی اش را برای همه تعریف کرد.

از آن روز بیش از یکسال می گذرد امسال در موعد روز تالاسمی، با نگاه ویژه دفتر بودجه دانشگاه و تخصیص اعتبار، جشن های مختلفی در بخش تالاسمی بیمارستان های زیر مجموعه دانشگاه علوم پزشکی زاهدان برگزار شد.
بیمارستان رازی سراوان، امام خمینی (ره) خاش، علی اصغر (ع) زاهدان و امام علی (ع) چابهار میزبان این جشن ها بودند اما همه این مراسم، به نقل از برگزار کنندگان، محملی برای معرفی بیماری تالاسمی، و آگاهسازی خانواده ها درباره راه های پیشگیری از ابتلاء فرزند مبتلا به این بیماری بود.
گل افروز هم همراه کارکنان بخش تالاسمی بیمارستان همچنان در چنین برنامه هایی حضور فعال دارد. او هم اکنون داوطلب سلامت افتخاری دانشگاه علوم پزشکی زاهدان است .


 


روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی - درمانی زاهدان



چهارشنبه ٢٧ ارديبهشت ١٣٩٦ ١٢:٥٧ News ١٥٥٨٥
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 






روابط عمومی/استفاده از دستگاههای سنجش میزان آ
تقویت بنیه علمی دانشجویان شاهد و ایثارگر مهم
صداقت؛ مهمترین نرم افزار مورد نیاز برای موفقی
فراخوان هفتمین جشنواره کتابخوانی رضوی از سری
مصدومیت 3 نفر از کارکنان مرکز خدمات جامع سلام
روابط عمومی/ بهره برداری دانشگاههای علوم پزشک
قابل توجه همکاران محترم شاهد و ایثارگر دانشگا
اطلاعیه / قابل توجه کارکنان / دوره های آموزشی
تقدیرفرمانده انتظامی استان سیستان وبلوچستان ا
قدردانی رئیس دانشگاه علوم پزشکی زاهدان از رئی
آزمون دوره توجیهی بدو خدمت کارکنان رسمی آزمای
حال عمومی پزشکان و کارکنان مصدوم بیمارستان دا
سانحه رانندگی برای اتومبیل کارکنان بیمارستان
گرامیداشت سالروز آزادسازی خرمشهر و تجلیل از د
دو زایمان اورژانسی در آمبولانس؛ لبخند دو نوز
تقدیر استاندار سیستان و بلوچستان از روابط عمو
کسب رتبه دوم معاونت توسعه دانشگاه علوم پزشکی
استقبال پر شور هزار و دویست دانشجوی دانشگاه ع
دریافت 400 درخواست پذیرش از متقاضیان خارج از
همکاری بین بخشی اصل مهم جهت دستیابی به اهداف